ابراهيم عاملي ( موثق )
206
تفسير عاملي ( فارسي )
يا كفش بوده است و آنان كه در سرزمين حرم بودند پوست درخت آنجا را قلاده مىكردند ابو الفتوح نوشته است : جبائى گفت : نهى كرد خداى تعالى مسلمانان را از آنكه شتر يا گاو و گوسفندى كه بهدى رانده باشند ، شير آن بدوشند ، براى آنكه چون او را براى خدا در راه خدا براندند ، ايشان را نباشد كه شير آن را بخورند جز كه به صدقه بدهند . « وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْواناً » 2 طبرى : يعنى روا نيست آزار آنها كه آهنگ خانه ى خدا ميكنند براى آنكه مالى از تجارت بدست آورند و خدا را از خود راضى بدارند . « وَإِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا » 2 ابو الفتوح نوشته است : چون قديم تعالى حجر كرد بر محرمان كه در حال احرام صيد كنند ، و ايشانرا از صيد گزيرى نبود ، چه بيشتر قوت ايشان از آن بودى ، خداى تعالى اطلاق اين حظر بكرد باباحه و گفت : چون حلال شوى و از حرم بيرون روى ، صيد كنى ، و صيغه اگرچه امر است مراد اباحت است ، و بيشتر مفسّران برآنند كه از اين آيت چيزى منسوخ است الَّا ابن جريج كه او گفت : از آيت هيچ منسوخ نيست براى آنكه ابتدا بقتال مشركان نشايد كردن در ماههاى حرام الا كه ايشان ابتدا كنند و اين از باقر عليه السّلام روايت كردند ، و شعبى گفت : از سورة المائدة هيچ منسوخ نيست الا اين آيه ، آنگه آنان كه گفتند از آيه چيزى منسوخ است خلاف كردند كه چيست آن منسوخ ؟ شعبى گفت : جمله آيت منسوخ است و مجاهد همچنين گفت و گفت : منسوخ است بقوله : « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ » و بقوله « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » و يك روايت از عبد اللَّه عبّاس اين است ، و ابن ابى نجيح گفت : از مجاهد : آنچه منسوخ است قوله : « وَلَا الْقَلائِدَ » و قويترين اقوال قول آنكس است كه گفت : « وَلَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ » منسوخ است براى آنكه امّت اجماع كردند بر آنكه خداى تعالى حلال بكرده است قتال مشركان به ماه حرام و جز ماه حرام .